آرشیو خرداد ماه 1401

درباره مسائل حقوقی

کلاهبرداری

کلاهبرداری یک جرم جنایی است که توسط یک مانور متقلبانه توسط مرتکب برای تصرف در اموال دیگران انجام می شود و این مانور کلاهبرداری فقط یک دروغ نیست ، بلکه یک سری عملیات حیله گری و کلاهبرداری است که باید منجر به توقیف اموال دیگری شود. با توجه به عناصر جرم کلاهبرداری ، این جرم جزو جرایم محدود است و برای دستیابی به آن باید اموال دیگری به دست آورد که نتیجه آن است. این پیروزی در دو حالت است ؛ وارد کردن خسارت مالی به دیگری و کسب سود مالی کلاهبردار.
 
مقاله حقوقی عناصر جرم کلاهبرداری
 ماده 1 قانون رشوه ، اختلاس و کلاهبرداری و دو تبصره آن است. بر اساس این ماده ، کلاهبردار علاوه بر رد اصل مالی که از دیگری گرفته و جزای نقدی معادل پولی که گرفته است ، با یک تا هفت سال زندان مجازات می شود. البته اگر کلاهبردار کارمند دولت یا موسسه یا سازمان دولتی یا وابسته به دولت یا شهرداری ها یا نهادهای انقلابی باشد ، علاوه بر رد اصل دارایی به حبس از 2 تا 10 سال و اخراج دائم از خدمات دولتی و پرداخت جریمه معادل پولی که دریافت کرده محکوم می شود.
 
عناصر جنایت کلاهبرداری
عنصر مادی
کلاهبردار کسی است که افراد را به داشتن یک شرکت ، موسسه یا دفتر تجاری فریب می دهد ، یا به چیزی که وجود ندارد امیدوار است یا می ترسد ، یا کارها و اختیاراتی را انجام می دهد که نمی تواند انجام دهد. به دروغ نشان دهد که او می تواند و دارای این قدرت ها است و مردم به او اعتماد کرده و اموال خود را به او می دهند. این واقعیت که این اموال توسط کلاهبردار گرفته شده و به قربانی خسارت مالی وارد می شود ، در تحقق عنصر مادی جنایت مهم است زیرا کلاهبرداری ، همانطور که ذکر شد ، به نتیجه مقید است.
 
معمولاً اگر قراردادی بین مرتکب و قربانی وجود داشته باشد ، دیگر کلاهبرداری محسوب نمی شود و تحصیل اموال از طریق غیرقانونی ممکن است مورد توجه قرار گیرد. یا ممکن است با تحقق سایر عناصر خیانت در امانت خیانت تلقی شود. زیرا ، به عنوان مثال ، ممکن است ضرر و زیان به صاحب ملک رخ داده باشد ، اما منفعت مجرم رخ نداده است ، در صورتی که منفعت مجرم در کلاهبرداری شرط تحقق باشد و وجود قرارداد ، تحقق را مختل کند. فریب و مانور کلاهبرداری در این قرارداد همچنین آمده است که شخص داوطلبانه اموال را به مرتکب داده است ، مانند خیانت ؛ اگر در تقلب نباید چنین باشد.
 
البته ، اگر مانور کلاهبرداری انجام شد ، اما تحصیل اموال و خسارت به قربانی انجام نشد ، جرم کلاهبرداری محسوب می شود و مجازات خاص خود را دارد ، یا حتی اگر این شروع جنایت دیگری باشد ، مانند جعل سند و استفاده از سند جعلی برای مجازات آن جنایات. دویدن.
 
عنصر معنوی
عنصر معنوی این جنایت همان نیتی است که اگر مرتکب عمداً اقدام به کلاهبرداری کرده است ، سنت عام محقق شده است و اگر قصد دارد اموال دیگران را در حین عملیات کلاهبرداری بگیرد ، سنت ویژه نیز محقق شده است. اثبات اهل سنت در جنایت کلاهبرداری به عهده شاکی و دادستان است و اگر نتوانند آن را اثبات کنند ، متهم تبرئه می شود.
 
کلاهبرداری ها ساده و سرراست هستند. اگر کلاهبرداری دارای یکی از سه ویژگی زیر باشد ، تشدید می شود:
 
1. توسط کارکنان دولت یا سازمانهای دولتی و نهادهای عمومی و شهرداریها و نهادهای انقلابی مرتکب می شود.
 
2. عامل را به عنوان عامل سازمانهای ذکر شده معرفی کنید.
 
3. مجرم از رسانه های جمعی برای تبلیغ یا انتشار آگهی های چاپی برای فریب مردم استفاده می کند.
 
مجازات کلاهبرداری تشدید شده علاوه بر رد اموال و جزای نقدی 2 تا 10 سال و مجازات کلاهبرداری ساده یک تا 7 سال حبس و رد اموال و جزای نقدی است
 
 

نیم عشر دولتی

نیم عشر دولتی
نیمی از هزینه دولتی ، هزینه ای است که برای اجرای حکم و صدور اجرائیه از سوی دادگاه دریافت می شود و در واقع یک بیستم مبلغ کل است که در مرحله اجرا ، علاوه بر مبلغ ، پرداخت می شود. هزینه دادرسی در مراحل اولیه رسیدگی به دعاوی. دریافت شده توسط دادگاهها در مراحل قانونی ، مبلغ اضافی به مبلغ محکوم علیه (درخواست شما) برای اجرای حکم ، که از نظر حقوقی نصف دهم نامیده می شود ، محاسبه می شود. به عنوان مثال ، اگر مبلغ درخواستی را پانصد میلیون تومان در نظر بگیریم ، نصف دولت دهم "بیست و پنج میلیون تومان" خواهد بود.
 
نصف دولت معمولاً در مطالبه مهریه دریافت می شود ، اگرچه پس از ثبت دادخواست و تسلیم آن به اداره ثبت یا دادگاه ، پرونده مهریه مورد بررسی قرار می گیرد و برای پرداخت هزینه نیم دهم به صدور حکم نیاز است.
 
نیمه دولتی و اجرایی
در این مرحله ، زن باید یک بیستم از کل مبلغ مهریه ، یعنی پول دولت را نصف دهم به حساب عدالت پرداخت کند ، به عنوان مثال ، اگر مهریه 100 سکه طلا و قیمت سکه 5 میلیون باشد. تومان در روز پرداخت مهریه ، مبلغی که برای ورود به پرونده باید به حساب دولت واریز کند 25 میلیون تومان است. این مبلغی است که پس از صدور حکم نهایی مهریه و نهایی شدن آن از داماد گرفته می شود و در اختیار زن قرار می گیرد ، اما تهیه این مبلغ در ابتدای دادگاه همچنان مشکل است.
 
مشکل پرداخت
با این حال ، یک زن می تواند دو شاهد را به دادگاه معرفی کند تا این مبلغ را نپردازد که در مورد مهریه های نجومی و هنگفت مبلغ سنگینی خواهد بود و این مبلغ را با اثبات فوت خود به حساب دولت واریز نکند و پس از حکم قطعی است و مهریه را از مرد دریافت کرده است ، خود دادگاه این مبلغ را از مرد دریافت می کند. لازم به ذکر است که در این مرحله نیم دهم بر اساس قیمت روز سکه محاسبه می شود.
 
برای مثال در این فاصله ممکن است قیمت سکه از 5 هزار تومان به 6 هزار تومان افزایش یابد. بنابراین در این مرحله نیمی از دولتی که مرد باید بپردازد به 30 میلیون تومان می رسد.
 
اما نکته مهم این است که شاهدان معرفی شده توسط زن ، در اولین جلسه و قبل از صدور حکم نهایی ، باید بر این واقعیت شهادت دهند که زن توانایی مالی تامین این مبلغ را ندارد و نمی تواند آن را بپردازد.
 
تصمیمات مربوط به پذیرش یا رد ربا نیز از دادگاهی به دادگاه دیگر متفاوت است. برخی از دادگاه ها رباخواری زن را در مورد مهریه های فوق قبول ندارند و با این فرض که "زنی که قرار است 600 میلیون تومان دریافت کند می تواند 30 میلیون تومان هزینه کند" ، ربا را رد می کنند و زن باید این مبلغ را به مهریه واریز حساب دولتی
 
جامدسازی
اما یک راه دیگر می تواند تقویم باشد ، توضیح اینکه زن می تواند نیمی از پرداخت دولت را پرداخت کند ، یعنی اعلام کند که ارزش واقعی و دقیق مهریه مشخص نیست ، در این صورت آنها معمولاً بخش کوچکی از مبلغ واقعی را پرداخت می کنند. نصف مقدار دهم به از این مرحله به بعد ، در صورت پذیرش زن ، مرد به پرداخت مهریه محکوم می شود و حکم برای تایپ و اطلاع رسانی ارسال می شود. این تصمیم قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدید نظر است. اما با توجه به اینکه پرداخت مهریه در بیشتر موارد بر اساس سند رسمی قرارداد است ، دادگاه تجدیدنظر نیز حکم دادگاه بدوی و تنها مورد قابل تجدیدنظر را تأیید می کند. ، آیا موضوع بردگی زنان است که در بیشتر موارد توسط دادگاه بدوی تأیید می شود.
 
اگر مرد به پرداخت مهریه محکوم شده و زن پذیرفته شده باشد ، زن به دادگاه می رود و بر اساس حکم تأیید شده ای که برای شوهرش نیز اجرا شده است ، درخواست اجرا می کند. لازم به ذکر است که در صورت توافق بین همسران برای پرداخت مهریه ، مبلغ نصف می شود ، اما در صورت عدم توافق ، مرد باید علاوه بر پرداخت مهریه ، نیمی از دهم را نیز بپردازد. همچنین در اجرائیه آمده است که اگر تا 3 سال پس از صدور اجرائیه مشخص شود که مرد قادر به پرداخت بدهی خود است و این بدهی را پرداخت نکرده است یا بخشی از اموال خود را مخفی کرده است. ، به حبس محکوم می شود.
 
اجرایی دوازده
در نیمه اجرایی حکم ، محکوم علیه یا محکوم باید هزینه اجرایی یا هزینه اجرایی را بپردازند. محکوم علیه در شرایط زیر از پرداخت نیم دهم اجرایی معاف می شود.
 
اگر محکوم علیه ظرف 10 روز پس از صدور اخطار اجرایی بدهی خود را به محکوم علیه بپردازد یا ظرف مدت 10 روز با محکوم علیه موافقت یا سازش کند یا شرایط اجرای حکم را در نظر بگیرد ، پس اجرایی معاف است. اگر محکوم علیه قسمتی از مبلغ محکومیت را قبل از ده روز بپردازد ، به همان میزان هزینه اجرایی دریافت نخواهد شد.
 
 

مهریه در عقد موقت

مهریه در عقد موقت
 
از آنجا که ازدواج به عنوان یک امر قانونی و مورد قبول تلقی می شود و افراد در روابط خود وارد آن می شوند ، احکام مربوط به آن از جمله تعیین مهریه در قرارداد دائم یا مهریه قرارداد موقت و همچنین میزان و نحوه درخواست زیرا مهریه همیشه مورد بحث طرفین بوده است.
 
تعریف مهریه در عقد موقت
یکی از ارکان اصلی عقد ازدواج موقت تعیین مهریه است. در واقع بدون تعیین مهریه ، ازدواج به هیچ وجه صورت نمی گیرد و بنابراین لازم الاجرا نخواهد بود. مطابق قانون مدنی: در ازدواج منقطع ، عدم ذکر مهر در قرارداد ، قرارداد را باطل می کند. در حالی که در یک قرارداد دائم ، تعیین مهریه ضروری نیست و زن و شوهر می توانند پس از عقد قرارداد در تعیین مهریه توافق کنند.
 
حتی اگر مهریه تعیین نشده باشد ، باز هم زن می تواند از مهریه ضرب المثل و جهیزیه استفاده کند. نکته مهم این است که در ازدواج منقطع ، فوت همسر باعث سقوط مهریه در طول دوره نمی شود و همچنین در صورتی که شوهر تا پایان دوره با او رابطه نداشته باشد ، اینطور است. بنابراین ، اگر زن در حین ازدواج موقت بمیرد یا مرد با او ازدواج نکند ، مهر همچنان از بین نمی رود.
 
مهریه عقد موقت
نکته دیگر اینکه مهریه و مهریه فقط برای عقد دائم است. این دو نوع مهریه در صورتی به زن تعلق می گیرد که مهریه با ازدواج دائم تعیین نشده و مرد بخواهد قبل یا بعد از ازدواج از همسر خود طلاق بگیرد. اما به دلیل عدم ذکر مهریه در عقد موقت ، قرارداد باطل می شود ، این دو نوع مهریه متعلق به زن نیست.
 
نحوه مطالبه مهریه در قرارداد موقت
همانطور که در ازدواج دائم ، زن به محض عقد عقد مهریه می شود و هر زمان که بخواهد می تواند آن را مطالبه کند.
 
مطالبه مهریه قرارداد موقت در دو مورد امکان پذیر است.
 
اولین فرض زمانی است که ازدواج موقت در دفتر ثبت ازدواج ثبت شده است. در این صورت دریافت مهریه آسان است و زن می تواند بر اساس سند رسمی مربوط به ازدواج خود مهریه را مطالبه کند.
 
بنابراین ، زن برای درخواست دستور اجرایی و اطلاع از شوهر به اداره ثبت ازدواج مراجعه می کند. اگر مرد مهریه را در مهلت مقرر نپردازد ، زن می تواند آن را طبق سند رسمی در اختیار خود اجرا کند و همچنین امکان توقیف اموال یا ممنوع الخروج شوهر وجود خواهد داشت.
 
مطالبه مهریه پرداخت نشده
اگر قرارداد موقت ثبت نشده باشد و فقط از طریق صدور صیغه انجام شده باشد ، مهریه فقط از طریق دادگاه قابل مطالبه است و از آنجا که زن سند رسمی برای اثبات صیغه ندارد ، باید از شواهد دیگر استفاده کند. برای اثبات ادعا زیرا شهادت شاهد یا اعتراف مرد ادعای او را ثابت می کند.
 
در این صورت ، اگر میزان مهریه تا بیست میلیون تومان باشد ، دادخواست مطالبه مهریه در قرارداد موقت باید به شورای حل اختلاف تسلیم شود و اگر مبلغ آن بیش از بیست میلیون تومان باشد ، باید به دادگاه خانواده درخواست مهریه می کند.
 
 

مطالبه مهریه

مطالبه مهریه
 
یکی از دغدغه های زنانی که خواهان طلاق از شوهران خود هستند ، مطالبه مهریه از شوهرانشان است. بوده است.
 
مهریه یک دین و طلب بار و گردن شوهر است که با توجه به نوع پرداخت ، باید به زن پرداخت شود. مهریه یک حق طبیعی ، قانونی و شرعی زن است و این حق در مواردی مانند طلاق ، مرگ ، خیانت و حتی محرومیت ساقط نمی شود. اگر مرد توان مالی دارد ، باید مهریه را تا آنجا که می تواند بپردازد. این قانون برای پرداخت مهریه توسط زوجین ضمانت عملکرد دارد. قانون حمایت از خانواده مصوب 1391 شرایط جدیدی را برای مطالبه مهریه ایجاد کرده است که در این صفحه مورد بحث قرار گرفته است.
 
قانون جدید حمایت از خانواده در مورد مهریه
قانون حمایت از خانواده که برای اولین بار در سال 1346 تصویب شد ، به دلیل بسیاری از کاستی ها و کاستی ها منسوخ شد و برای دومین بار ، قانونی با همین عنوان در سال 1974 تصویب شد و به دلیل بازخوردهای فراوان دچار تغییراتی شد. در سال 2007 ، لایحه جدیدی با همین عنوان به مجلس شورای اسلامی ارائه شد که سرانجام در سال 2012 تصویب شد. در قوانین قبلاً مصوب هیچ ماده ای وجود ندارد که به طور مستقل به مهریه و میزان آن بپردازد. با این حال ، ماده 22 قانون جدید می گوید: "اگر مهریه در زمان قرارداد حداکثر 110 سکه برای تمام بهار آزادی یا معادل آن باشد ، دریافت آن منوط به مفاد ماده 2 قانون اجرا است. احکام مالی "
 
اگر مهریه بیشتر از این مبلغ باشد ، در صورت مازاد ، فقط توانایی مالی زوج ملاک پرداخت است. رعایت قوانین محاسبه مهریه با نرخ روزانه هنوز اجباری است. " این مقاله هیچ قدرت اجرایی ندارد و اکثر زنان نمی توانند مهریه خود را حتی تا 110 سکه یا معادل آن دریافت کنند. به دلیل اصلاحات اخیر در ماده 2 قانون مجازات ، اصل بر ناتوانی مالی زوجین استوار است.
 
قانون جدید مهریه
ماده 2 قانون مجازات های مالی
بر اساس ماده 2 قانون مجازات های مالی: «اگر پول از او موجود باشد ، آن را مصادره می کند و اموال توقیف شده را به میزان مجازات بازیابی می کند.
 
ماده 1 قانون مجازات های مالی
در ماده 1 قانون احکام جدید مالی آمده است: و در صورت عدم امکان رد یا عدم مجازات به اموال ، اموال محکوم علیه مطابق استثنائات مذهبی و مطابق با آن مصادره می شود. قانون اجرای احکام مدنی و سایر مقررات مربوط. به
 
بنابراین ، اگر مهریه بیش از 110 سکه یا معادل آن باشد ، تنها توانایی مالی یا داشتن همسر ملاک پرداخت مازاد است. در واقع این ماده مهریه را کاهش نداده ، فقط ضمانت اجرا را مازاد بر مهریه کاهش داده است ، با این توضیح که تا مبلغ ذکر شده در مقاله ، ضمانت اجرای احکام مدنی و کیفری داده شده است که اگر مردی از پرداخت آن خودداری می کند طبق ماده 2 قانون مجازات های مالی ، به درخواست همسرش زندانی می شود و در رابطه با مازاد بر 110 سکه ، تنها می تواند از حق خود با مراجعه به دادگاه و اثبات توانایی مالی زوجین
 
لازم به ذکر است که 110 سکه تمام بهار آزادی ذکر شده در این مقاله مربوط به مورد غالب است و مربوط نیست و به همین دلیل معادل ریالی آن یا پول دیگر نیز در این مقاله گنجانده شده است.
 
مطالبه مهریه بر اساس قانون جدید خانواده
تقاضای مهریه و نحوه اجرای حکم مربوطه در قانون جدید حمایت از خانواده تغییر اساسی کرده است. طبق ماده 22 قانون جدید حمایت از خانواده ، "اگر مهریه در زمان عقد حداکثر تا صد و ده سکه از کل عرضه بهاره یا معادل آن باشد ، دریافت آن منوط به مفاد ماده 2 قانون اساسی است. قانون اجرای احکام مالی. " اگر مهریه بیشتر از این مبلغ باشد ، در صورت مازاد ، فقط توانایی مالی زن و شوهر ملاک پرداخت است. رعایت قوانین مربوط به محاسبه مهریه با نرخ روزانه هنوز اجباری است.
 
نظریه مشورتی سال 1392 در مورد قانون جدید مهریه
در نظریه مشورتی شماره 16 اداره حقوقی قوه قضائیه ، مصوب ژوئن 2013 ، آمده است: در نتیجه ، اگر شوهر علی رغم توان مالی از پرداخت آن خودداری کند ، به درخواست همسر ، و مازاد بر آن ، به زندان می افتد. از این مبلغ ، این مقررات اعمال نخواهد شد. با این حال ، این امر مانع از تصرف و اجرای مهریه اموال شوهر در رابطه با مازاد بر 110 سکه با معرفی او به اجرای احکام از سوی زوجه نخواهد شد.
 
به طور کلی در مورد الزام به پرداخت مهریه به هر میزان ، با فرض عدم اطلاع از ربا یا رباخواری همسر ، اصل بر ربا است و برعکس آن نیاز به اثبات دارد. » نتیجه این شد که اکنون طبق قانون جدید خانواده ، مردی به دلیل عدم پرداخت مهریه بیش از 110 سکه دستگیر نمی شود. همچنین بر اساس قانون جدید اجرای احکام مالی که چندی پیش اعلام شد ، حبس یک مرد به این میزان ملغی شده است ».
 
 

باز پرداخت مهریه

باز پرداخت مهریه
 
یکی از دعاوی که معمولاً بعد از طلاق توسط زن ثبت می شود ، استرداد مهریه است. در هیچ قسمتی از قانون مدنی از مهریه اشاره ای نشده است و این به این دلیل است که زن موظف به تأمین و آوردن مهریه به خانه شوهر نیست. به همین دلیل ، پس از طلاق یا قبل از آن ، می تواند مهریه خود را هر زمان که بخواهد بازگرداند.
 
برای این که یک زن بتواند مهریه خود را بازپرداخت کند ، باید ثابت کند که مال مورد ادعا از ابتدا متعلق به او بوده است. مرسوم است که قبل از مراسم عروسی و قبل از اینکه مهریه به خانه شوهر برده شود ، لیست کلیه اقلام مهریه توسط زوجین و شاهدان در یک سند معمولی به نام لیست امضا می شود. بنابراین ، بر اساس این سند ، زن می تواند مهریه را هر زمان که بخواهد بازگرداند.
 
مراحل درخواست بازپرداخت مهریه
اصل بر این است که زن می تواند مهریه خود را هر زمان که بخواهد از خانه بیرون ببرد ، حتی بدون اجازه شوهرش.
اگر شوهر مانع خروج مهریه از خانه شود ، زن باید با اصل شناسنامه و کارت ملی ، سند ازدواج و فهرستی حاوی فهرست اقلام مهریه به دفتر خدمات قضایی مراجعه کرده و دادخواست بازپرداخت مهریه را ارائه دهد.
بسته به میزان مطالبه شده ، پرونده به شورای حل اختلاف یا دادگاه ارجاع می شود.
در جلسه رسیدگی ، زن باید ثابت کند که: 1- صاحب مهریه ادعایی است که بر اساس فهرست ثابت می شود 2- مهریه را به خانه شوهر برد که با شهود یا ارائه شواهد قابل اثبات است. ۳- همین مهریه بر اساس استهلاک طی سالها باقی مانده و از بین نرفته است. 4- مرد از خروج مهریه جلوگیری می کند.
در صورت دارا بودن شرایط فوق ، دادگاه این زوج را به اعاده مهریه محکوم می کند.
 
بازپرداخت مهریه
وجود فاکتور یا لیست
یکی از مهمترین دلایلی که برای اثبات متعلق بودن ملک مورد تقاضا به زن وجود دارد ، وجود فاکتور یا لیست در برگشت مهریه است. در مورد لیست مهریه ، باید گفت که این فرم ، که رسید عادی است ، زمانی معتبر است که:
 
ابتدا کل مهریه باید به طور کامل با جزئیاتی مانند شماره ، مدل ، مواد و حتی رنگ قید شود.
ثانیاً ، باید توسط داماد امضا شود و او باید یک اثر انگشت ایجاد کند.
سوم ، شهود هر دو خانواده برای امضا و اثر انگشت برگه لیست مهریه.
بسیاری از خانواده ها برای حفظ احترام یا جلوگیری از تنش ، قبل از ازدواج لیست مهریه را کنار می گذارند. اما در زمان طلاق ، این موضوع به مناقشه بین زوجین تبدیل می شود و روند قانونی بین آنها را پیچیده می کند. در حالی که با بیان منطقی و بدون اجتناب از تنش ، می توان این صفحه را برای جلوگیری از مشکلات بیشتر بدست آورد.
 
در مورد فاکتور ، فاکتور بسیار مهمتر از لیست است. در صورتی که فاکتور تمام اجناس در اختیار همسر باشد ، اصلا نیازی به لیست مهریه نیست و حتی می توان گفت در روند رسیدگی به مهریه ، برخی از دادگاه ها فقط فاکتور را به عنوان مدرک مطالبه می کنند. مالکیت زن بر اموال
 
بازپرداخت مهریه در صورت طلاق توافقی
یکی از مهمترین مسائل بین زوجین در بحث طلاق ، بازگرداندن مهریه است و معمولاً زوجین در این مورد اختلاف نظر دارند ، به ویژه اگر زن مدرکی مبنی بر مالکیت ملک نداشته باشد.
 
در این موارد ، بهتر است با یک وکیل طلاق خوب مشورت کنید تا زوجین را متقاعد کند که اقلام را پس دهند. همچنین ، زوجین اغلب در مورد نحوه بازگرداندن مهریه و زمان آن با یکدیگر مشکل دارند ، که با توافق با وکیل طلاق حل می شود. معمولاً وکیل در توافق بین زوجین زمان بازگشت مهریه را قبل از اجرای حکم طلاق تعیین می کند.
 
همچنین اگر تعداد و نوع کالا مهم باشد ، فرمی از زوج دریافت می کند که شامل تمام اقلام مورد توافق است تا در برگشت مهریه مشکلی ایجاد نشود. در مواردی که اختلاف بین زن و شوهر در طول زمان برای بازگرداندن مهریه بسیار حاد است. معمولاً پس از قطعی و نهایی شدن حکم طلاق ، وکیل زمان حضور در دفتر را برای اجرای صیغه تعیین می کند ، به طوری که زن وسایل خود را از خانه مشترک تخلیه می کند و در عین حال وکیل طلاق توافقی حکم را اجرا می کند. به
 
بازپرداخت مهریه پس از مرگ
یکی از قانونی ترین خواسته های همسر ، استرداد جهیزیه ای است که او به خانه شوهر آورده است ، همچنین ترتیب و مراسم دارد.
 
زن هیچ وظیفه ای ندارد که مهریه را به خانه شوهر برساند و همه اینها بر عهده پسر است ، اما طبق سنت قدیمی ، دختر این کار را با کمک خانواده اش انجام داد ، اما قومیت های زیادی وجود دارد که او در تمام مدت می میرد اقلام یا طبق یک پرونده خاص ، تعدادی کالا مانند خریدهای بزرگ انجام می دهد. به همین منظور ، قانونی برای تعیین این خرید و وجود سند در صورت بروز مشکل در زندگی زناشویی زوجین وضع شده است ، به طوری که در مورد استرداد مهریه اختلاف نظر وجود ندارد و حقوق طرفین از دست نداده
 
مدارک مورد نیاز جهت استرداد مهریه
استرداد مهریه یکی از مهمترین وظایف زن پس از فوت شوهر است که مستلزم داشتن سند از طرف زن است. به طور کلی ، در بین بسیاری از قبایل ، سندی تهیه و تنظیم می شود که لیستی است ، فهرست مهریه ، که در آن موارد به تفصیل نوشته شده و توسط زن و شوهر امضا شده است و دو نفر نیز آن را به عنوان شاهد امضا می کنند. آنها می گویند بهتر است آن دو نفر مرد باشند و آشنایان و اقوام آنها ازدواج کنند.
 
علاوه بر این ، این لیست می تواند تمام فاکتورهای خرید جهیزیه باشد که به نام همسر ثبت شده است و مرد نیز آن را امضا کرده است.
 
اگر مرد هیچ یک از فاکتورها یا لیست ها را امضا نکرده باشد ، آنها به تنهایی هیچ اعتباری ندارند و هرگونه خواسته از همسر هیچ اعتباری ندارد و چیزی دریافت نمی کند.
 
اگر هیچ فهرست و فاکتور موجود به عنوان سند وجود نداشته باشد ، اقلام به طور مساوی بین زوجین تقسیم می شود.
 
دلایل درخواست بازپرداخت مهریه پس از مرگ
استرداد مهریه توسط همسر پس از مرگ به دلایل مختلف قابل انجام است که در اینجا به آنها اشاره می کنیم:
 
پس از مرگ شوهر ، زن قصد دارد از خانه ای که در آن زندگی می کردند نقل مکان کند ، جایی که برای اثبات اموال خود به سند قانونی نیاز دارد تا وارثان دیگر نتوانند از او شکایت کنند و بخشی از اموال شوهر باشند. به
وارثان دیگر نمی توانند مهریه را بگذارند و آن را مطالبه کنند.
اگر زن قبل از استرداد مهریه و مردن شوهر فوت کند ، اموالی که به او واگذار می شود ، گویی متعلق به او است ، در صورت دارا نبودن فرزند ، در میان سایر دارایی ها به شوهرش (شوهر) واگذار می شود. و اگر فرزندی داشته باشد ، فقط یک چهارم آن به او تعلق می گیرد و سایر دارایی ها بین سایر وراث تقسیم می شود.
 
نکات حقوقی
طبق عرف ، اگر زنی مهریه را به خانه شوهرش برد ، مرد نیز می تواند از این وسایل استفاده کند ، حتی اگر مالک آنها نباشد. بنابراین ، اگر زن راضی نباشد ، باید وسایل را از خانه ببرد و نمی تواند حق استفاده از اقلام در خانه شوهر را از مرد سلب کند.
در بسیاری از موارد ، پس از این که زنی مهریه خود را از خانه خارج می کند ، از وی به دلیل سرقت شکایت می شود که با ممنوعیت تعقیب و تبرئه آن زن همراه است.
اگر زن وسایل جهیزیه بیشتری را از خانه خارج کند ، باز هم متهم به سرقت می شود. در چنین مواردی خیانت به امانت گزینه بهتری برای شکایت خواهد بود. مگر اینکه مرد ثابت کند وسایل متعلق به او نیست و متعلق به شخص دیگری است و زن از این امر آگاه بوده است.
فهرست مهریه باید به گونه ای تنظیم شود که ملک دقیقاً در آن مشخص شده باشد. به عنوان مثال ، اگر زنی فرش را به خانه شوهر خود برده است ، باید مشخص کند که فرش ماشینی است یا دستباف ، ابعاد ، رنگ زمینه ، طرح و سازنده آن.
مرد مسئول خسارت وارده به اموال منزل است و زن در صورت آسیب دیدن اموال نمی تواند از شوهرش شکایت کند.
اگر شوهر مهریه زن را بدون اجازه او بفروشد ، زن می تواند برای فروش اموال غیر از شوهرش شکایت کند.
 
 

سرقت

سرقت یکی از جرایمی است که انواع و مجازات های مختلفی دارد که تشخیص آن مستلزم استفاده از مشاوره حقوقی کیفری است. در این متن با جنایت سرقت بیشتر آشنا می شوید. سرقت به معنای واقعی و حقوقی به معنای سرقت پولی است که متعلق به دیگری است. بر اساس این تعریف ، سه عنصر اساسی جرم سرقت عبارتند از آدم ربایی ، یعنی سرقت اموال شخص بدون رضایت وی ، اخذ مالیات از شیء سرقت شده و همچنین متعلق به شخصی غیر از سارق. عناصر جنایت سرقت عبارتند از:
 
عنصر مادی: آدم ربایی و سرقت اموال دیگران بدون رضایت او ، مخفیانه یا آشکارا.
عنصر معنوی: اراده فرد برای سرقت و آگاهی از اینکه دارایی متعلق به دیگری است.
عنصر حقوقی: مواد 651 تا 667 قانون مجازات اسلامی به سرقت تعزیر و 268 قانون مجازات اسلامی در مورد سرقت می پردازد.
انواع سرقت یا سرقت
با توجه به میزان مجازات ، جرم سرقت به دو نوع سرقت و سرقت جزئی تقسیم می شود. سرقت تعزیری نوعی سرقت است که تحت شرایط خاصی قرار نمی گیرد. دو نوع سرقت وجود دارد:
 
سرقت ساده
این یک سرقت است که نه شرایط شدید و نه شرایط تشدید را مجازات می کند.
 
سرقت مجازات های تشدید شده
سرقت که محدود نبود ، اما شرایط تشدید مجازات مانند سرقت در شب ، بیش از یک سارق ، سرقت مسلحانه ، بالا رفتن از دیوار یا شکستن حرز و مانع ورود ، استفاده از کلیدهای جعلی ، سرقت ، سرقت و آزار و اذیت تهدید و استفاده از جعل عناوین دولتی در سرقت.
 
سرقت
اگر همه موارد زیر در سرقت رخ دهد ، سرقت محدود است:
 
مالیات بر اشیای مسروقه قانونی
موقعیت ملک در حرز به معنی حفاظت یا ذخیره سازی است
تخریب ، تخریب یا عبور از حرز
اموال را از حرز خارج کنید
پنهان کاری و کفر
ارزش اموال مسروقه هنگام خروج از حرز معادل چهار و نیم سکه و بیشتر طلا است.
اموال مسروقه نباید عمومی ، وقفی یا دولتی باشد.
در زمان قحطی سرقت نکنید.
شکایت صاحب ملک در مرجع قضایی
عدم بخشش سارق توسط صاحب ملک قبل از اثبات جرم سرقت
عدم قرار دادن اموال به دست صاحب آن قبل از اثبات جرم
اموال مسروقه خود را سرقت نکنید.
قبل از اثبات جرم سرقت ، مالک سارق نباشید.
مجازات سرقت
در این قسمت مجازاتهای مربوط به انواع سرقت و سرقت تعزیر قید شده است:
 
مجازات سرقت:
سرقت متجاوز یا سرقت مسلحانه: حبس از 3 ماه تا 10 سال و شلاق تا 74 ضربه شلاق
سرقت مسلحانه در شب: حبس از 5 تا 15 سال و شلاق تا 74 ضربه
راهزنی: 3 تا 15 سال حبس و شلاق تا 74 ضربه
کیف کردن یا جیب بری: حبس از یک تا پنج سال و تا 74 ضربه شلاق
سرقت تجهیزات و امکانات عمومی: حبس از یک تا پنج سال
مجازات سرقت جزئی
چهار انگشت راست دزد را برای اولین بار قطع کنید تا کف دست و شست باقی بماند.
برای دومین بار پای چپ را از انتهای برآمدگی قطع کرده و محل را مسح کرده و نیم قدم دورتر بگذارید.
برای سومین بار حبس ابد
برای چهارمین بار اعدام شد
 
 

شرایط خروج از کشور برای زنان و دختران

شرایط خروج از کشور برای زنان و دختران
بر اساس ماده 18 قانون صدور گذرنامه ، همه دختران زیر 18 سال برای خروج از کشور ، یعنی پدر و در صورت فوت پدربزرگ پدری ، نیاز به اجازه سرپرست اجباری دارند.
اگر دختری ازدواج کند ، شوهر اجازه خروج از کشور را دارد.
اگر یک زن موفق به اخذ گذرنامه قبل از ازدواج مطابق با شرایط قانونی شود ، می تواند پس از ازدواج تا پایان مدت گذرنامه کشور را ترک کند. اما او برای تمدید گذرنامه به اجازه شوهرش نیاز دارد.
اجازه خروج از کشور تنها با وکالت رسمی و در دفترخانه اسناد رسمی پذیرفته می شود.
زنانی که در خارج از کشور با شوهران خود زندگی می کنند یا شوهر خارجی دارند از این قاعده مستثنی هستند.
مجوز خروج از کشور
اگر مرد به زن اجازه خروج از کشور را بدهد ، می تواند برای ممنوعیت خروج همسرش از کشور در شرایط خاص (به عنوان مثال ، الزام به اطاعت) و پس از صدور حکم نهایی ، درخواست کند.
اگر ثابت شود که سفر یک زن یا دختر به خارج از کشور ضروری است و به نفع اوست (به عنوان مثال ، برای درمان) ، می تواند با حکم دادگاه و بدون اجازه پدر یا شوهرش کشور را ترک کند.
در طلاق توافقی ، اگر زن و شوهر صاحب یک دختر شوند و حضانت به مادر سپرده شود ، توصیه می شود که در طی مراحل طلاق ، زن یک وکالت نامه رسمی برای پردازش گذرنامه و بیرون آوردن دختر برای گردشگری ، سفر زیارتی دریافت کند. ، و سفر به همسرش.

موارد محرومیت از حضانت

موارد محرومیت از حضانت همسر
اما در برخی موارد ، یک یا هر دو همسر به دلیل مشکلات متعدد واجد شرایط مراقبت از کودک نیستند. این شرایط عبارتند از:
 
اعتیاد مضر به الکل ، مواد مخدر و قمار.
شهرت بد اخلاقی و فحشا
ابتلا به بیماری های روانی که با تشخیص پزشکی قانونی در بازداشت اختلال ایجاد می کند.
کودک آزاری یا اجبار به مشاغل غیراخلاقی مانند فساد و فحشا ، تکدی گری و قاچاق.
ضربات مکرر فراتر از حد معمول.
 
محرومیت از حضانت
مراحل برای درخواست بازداشت
برای تشکیل دادخواست حضانت ، باید با ارائه مدارک لازم مانند اصل شناسنامه و کارت ملی ، اصل گواهی طلاق و مدارک هویتی کودک یا فرزندان و همچنین مدارکی که نشان دهنده مدارک لازم است به دفتر خدمات قضایی مراجعه کنید. عدم صلاحیت متهم برای حضانت
دادخواست حضانت به دادگاه صالح خانواده ارجاع داده می شود و در مورد شواهد ارائه شده تصمیم گیری می شود.
اگر دستور رد صلاحیت صادر شود ، او موظف است کودک را به شاکی تحویل دهد و همچنین حق ملاقات دارد. در صورت امتناع از استرداد کودک ، با شکایت سرپرست تا صدور اولین حکم برای شکایت مذکور بازداشت می شود.
نکات حقوقی
علاوه بر والدین ، ​​مشمول دعوی حضانت می تواند پدربزرگ پدری ، مدعی العموم یا هر کسی باشد که بتواند به نحوی حضانت را بر عهده گیرد.
اگر شاکی در دعوی خود فساد اخلاقی ، محکومیت کیفری و ... را به عنوان مدرک ذکر کرده باشد ، باید از حکم دادگاه های مربوطه به عنوان مدرک محکومیت خود استفاده کند. در غیر این صورت ، دادگاه دستور صادر می کند و صدور حکم را منوط به اثبات شاکی در دادگاه دیگر می کند.
رفتار نادرست یا بی اخلاقی هر یک از والدین با فرزند نمی تواند حضانت را سلب کند.
اگر شوهر برای طلاق یا هر سند رسمی دیگری حضانت را به زن واگذار کرده باشد ، می تواند حق حضانت را از خود سلب کرده و تنها با اثبات سختی فرزند خود ، حضانت همسر سابق خود را لغو کند.
اگر حضانت فرزندان با مادر باشد ، نفقه فرزندان با پدر است و بنابراین ، ناتوانی مالی زن دلیلی بر عدم صلاحیت او برای حضانت فرزندان نیست و دادگاه شوهر را ملزم به پرداخت هزینه می کند. حمایت از کودک. اما عکس آن صادق نیست و اگر مرد از نظر مالی نتواند فرزندان خود را اداره کند و زن در دادگاه مسئولیت را عهده دار شود ، دادگاه حضانت کودک را به مادر واگذار می کند.
اگر مرد حضانت دائم را به مادر واگذار کرده باشد ، تنها ازدواج همسر سابق او نمی تواند حضانت او را سلب کند.
در برخی موارد ، خواه فرزند وابستگی شدیدی به یکی از والدین داشته باشد ، دادگاه می تواند بر اساس نظر وکیل یا داور حضانت یکی از والدین را لغو کند.
 
 

شرایط دریافت حضانت فرزند

شرایط دریافت حضانت فرزند توسط والدین
شرایط اولیه حضانت والدین پس از طلاق عبارتند از:
 
سلامت روان
توانایی جسمی و عملی مراقبت از کودک
مسلمان بودن
فقدان بیماریهای عفونی اولیه و همچنین سلامت جسمی و عدم معلولیت موثر
اقامتی امن و پایدار را فراهم کنید
ازدواج نکردن با زنی در صورت تمایل به حضانت
حضانت کودک
حضانت دختر
همانطور که در قسمتهای قبل ذکر شد ، حضانت دختر تا سن 7 سالگی با مادر و تا 9 سالگی با پدر است. پس از 9 سالگی ، خود دختر می تواند تصمیم بگیرد که با کدام یک از والدینش زندگی کند. حضانت پدر پس از 9 سالگی منوط به ثبت درخواست حضانت از طرف پدر پس از پایان دوره 7 ساله است. در غیر این صورت ، مادر می تواند فرزند خود را نگه دارد. اگر مادر نمی خواهد ، می تواند به دادگاه هم برود و حضانت را به پدر بسپارد.
 
در هر صورت ، حضانت با مادر است یا پدر ، نفقه دختر تا ازدواج با پدر است. مگر اینکه بین زوجین توافق دیگری صورت گرفته باشد. اگر زن و شوهر بخواهند حضانت دختر را به طور دائم به یک نفر منتقل کنند ، بهتر است به دفترخانه اسناد رسمی مراجعه کرده و وکالت مسلم برای حضانت دختر با اختیار کامل تنظیم کنند.
 
در سنین 7 تا 9 سالگی ، اگر وابستگی دختر به مادر بسیار شدید باشد و واحد کمک دادگاه تشخیص دهد که حضانت فرزند دختر در مقابل پدر باعث صدمات شدید روانی یا حتی جسمی به دختر می شود ، احتمال انتقال حضانت به پدر کم است.
 
حضانت پسر
حضانت پسر تا سن 7 سالگی با مادر و تا 15 سالگی با پدر است. یکی از دغدغه های مادران ، حضانت پسران آنها است که وقتی به سن 8 سالگی می رسند ، باید از آن دوری کنند. از فرزندان خود به مدت 8 سال و تنها به ملاقات های هفتگی راضی باشند. همچنین در مواردی که وابستگی پسر به مادر شدید است ، این رویداد تأثیر منفی قابل توجهی بر روحیه کودک می گذارد. اما مانند حضانت یک دختر ، پدر باید بعد از هفت سالگی درخواست حضانت کند. در غیر این صورت ، مادر می تواند پسرش را نگه دارد.
 
قبل از 29 دسامبر 1993 ، حضانت یک پسر تا دو سالگی با مادر و پس از آن با پدر بود.
 
توجه به این نکته بسیار حائز اهمیت است که در تفسیر ماده فوق آمده است که اگر در مورد سرپرستی بعد از هفت سالگی بین والدین اختلافی وجود داشته باشد ، دادگاه بهترین مصلحت کودک را در تعیین حضانت در نظر می گیرد. بنابراین ، حضانت فرزند با پدر لزوماً پس از هفت سالگی نیست.
 
حضانت فرزند در طلاق توافقی
در طلاق توافقی ، اگر زوج دارای فرزند باشند ، باید هم تعهد حضانت و هم حضانت ثبت شود. افرادی که برای طلاق توافقی به کانون وکلای آپادانا مراجعه می کنند ، معمولاً حضانت دائم به یک طرف ، معمولاً مادر ، داده می شود تا کودک یا فرزندان کمتر آسیب ببینند ، مگر اینکه مادر از اختلالات روانی شدید یا مسائل غیراخلاقی رنج ببرد. به نفع کودک است که حضانت را به پدر واگذار کند.
 
همچنین به پدران توصیه می شود با در نظر گرفتن مبلغ مناسب به عنوان حمایت از کودک ، به مادر در نگهداری کودک کمک کنند. وکیل طلاق توافقی همچنین سعی می کند حداکثر همکاری را بین زن و شوهر در مورد نحوه ملاقات کودک با والدین سرپرست داشته باشد ، که به نفع کودک خواهد بود.
 
شرایط سنی برای حضانت در قانون
طبق قانون ، حضانت فرزندان به طور کلی تا 7 سال با مادر و سپس با پدر است. کودکان پس از 9 سالگی و پسران در سن 15 سالگی از سرپرستی آزاد می شوند و می توانند خودشان تصمیم بگیرند که با کدام والدین زندگی کنند. این در شرایطی است که موضوع منجر به محرومیت از حضانت یکی از والدین یا هر دو نمی شود.
 
مراحل دادخواست حضانت کودکان
برای تشکیل پرونده حضانت فرزند مشترک ، مانند سایر موارد ، باید به دفتر خدمات الکترونیکی قضایی مراجعه کنید. مدارک مورد نیاز برای ثبت این دادخواست شامل اصل شناسنامه و کارت ملی متقاضی ، شناسنامه فرزند ، و همچنین اصل سند طلاق و سایر دلایل اثبات عدم صلاحیت است.
اگر طلاق توافقی بوده است ، دعوی طلاق توافقی یا توافق بین همسران که نماینده شخص پذیرنده حضانت است بسیار مهم است.
اگر طلاق بر اساس وکالت صورت گرفته است ، اگر در وکالتنامه آمده است که تکلیف حضانت فرزند مشخص شده است ، دادخواست باید ضمیمه شود.
پس از ثبت دادخواست ، پرونده با در نظر گرفتن کلیه مدارک ، شرایط سنی فرزندان ، شرایط منفی حضانت ، به دادگاه صالح و دادگاه ارجاع داده می شود و به نفع یکی از والدین حکم صادر می کند.
اگر حضانت به یکی از والدین داده شود ، به طرف دیگر حق ملاقات داده می شود ، که معمولاً بین 24 تا 48 ساعت در هفته است.
 
نکات حقوقی حضانت کودکان
اگر حضانت فرزندان با مادر است و فرزندان در سن حضانت هستند ، در صورت ازدواج مادر ، پدر می تواند تقاضای حضانت کند. مگر اینکه به دلایل رسمی ، ترجیحاً رسمی ، حضانت به مادر سپرده شود.
در صورت فوت پدر ، در صورت ازدواج مادر ، حضانت با او باقی می ماند.
اگر شخصی که به او سپرده شده است مانع ملاقات کودک با طرف مقابل شود ، طرف مقابل می تواند با ارائه دادخواست برای ملاقات با کودک و گرفتن دستور موقت ، کودک را وادار به دیدار وی کند. در صورت ممانعت از ملاقات مجدد ، با زندان روبرو می شود و حتی ممکن است از حضانت محروم شود.
در صورت فوت هر دو والدین ، ​​حضانت فرزند به عهده پدربزرگ پدری است. در صورت فوت پدربزرگ پدری ، خویشاوندان مطابق قانون ارث بر عهده حضانت خواهند بود.
اگر شخص تحت بازداشت مانع ملاقات طرف مقابل با کودک شود ، دادگاه می تواند او را به جریمه 3 تا 6 ماه یا 150 تا 300 هزار تومان جزای نقدی محکوم کند.
شخص تحت مراقبت نمی تواند شهر محل سکونت و کودک را بدون اجازه دادگاه تغییر دهد.
سرپرستی یک حق و وظیفه اجباری (غیرقابل انکار) پدر و جد پدری (پدربزرگ) است و بیشتر مربوط به امور مالی و اداره کودک است ، در حالی که حضانت ، همانطور که قبلاً ذکر شد ، مربوط به نگهداری و تربیت است. بچه است.
استان فقط متعلق به پدر و جد پدری است.
حضانت فرزند یکی از مواردی است که به دلیل درگیری های عاطفی و وابستگی شدید زوجین به فرزند معمولاً از مشکلات و عوارض زیادی رنج می برد که بهتر است از حضانت وکیل خانواده یا وکیل حضانت استفاده شود.
 
 

فسخ حضانت

فسخ حضانت
 
خاتمه حضانت به درخواست سرپرست: سوءاستفاده شدید از فرزندخوانده ممکن است ادامه حضانت را برای همسر حضانت یا یکی از آنها غیرقابل تحمل کند و در مواردی از همسر و قیمومت از قدرت و ناتوانی مالی ، جسمی یا روحی محروم شود. به اتخاذ. در این صورت ، دادگاه صالح پس از بررسی ادعای قیم و احراز حقیقت ، قیمومت را فسخ می کند. از ظاهر بند دو ماده 16 استنباط می شود که پدرخوانده در این زمینه تصمیم می گیرد؛ حتی اگر دلیل فسخ مربوط به نامادری باشد و توافق زوجین در این زمینه ضروری نباشد.
 
خاتمه حضانت با توافق همسر سرپرست و والدین واقعی فرزند خردسال یا در نتیجه توافق فرزندخوانده و زوج حضانت ، در صورتی که فرزند خوانده به سن بلوغ رسیده باشد:
 
در صورت درخواست فسخ حکم سرپرستی ، دادگاه صالح که همان دادگاه عمومی بدوی است ، وارد پرونده می شود و طبق ماده 17 قانون مذکور ، دادگاه سعی می کند اقدامات لازم را برای حفظ سرپرستی در هر مورد به در صورت عدم حفظ وضع موجود ، دادگاه حکم خاتمه صادر می کند که مطابق مقررات قانون آیین دادرسی مدنی به اشخاص ذی نفع ابلاغ می شود. اداره ثبت احوال اعلام می شود و پس از دریافت و ابلاغ حکم نهایی ، اداره ثبت احوال نام ناپدری و نامادری را از شناسنامه و اسناد ثبت نام کودک یا فرزندخوانده با توضیحات لازم حذف و اخذ می کند. ارائه شناسنامه قبلی برای کودک صادر می شود و اگر والدین واقعی کودک یا فرزندخوانده در دعوی مشخص شده باشند ، نام آنها در شناسنامه جدید قید می شود ، در غیر این صورت شناسنامه جدید با ذکر نام صادر و ارائه می شود. والد فرضی
 
کلیه احکام صادره در موضوعات مربوط به سرپرستی قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان است (به ماده 18 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1373 مراجعه شود).
 
7. نتیجه
با تلاش و پیگیری جامعه علمی ، حقوقدانان و دانشمندان علوم اجتماعی ، در سال 1974 ، قانونی به نام "قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست" تصویب شد که بر اساس آن حقوق و وظایف متقابل یتیمان و سرپرستان پیش بینی شده بود. به این قانون دارای کاستی هایی است که در این مقاله به برخی از آنها اشاره شد.
امید است نواقص مذکور و پیشنهادات اندیشمندان جامعه و دست اندرکاران امور و نهادهای مربوطه در آینده مورد توجه قرار گیرد. و با تکمیل مقررات موجود و تصویب آیین نامه اجرایی برای اجرای قانون و رفع مشکلات ناشی از فرزندخواندگی کودکان بی سرپرست در خانواده های بدون فرزند ، این معضل اجتماعی برطرف می شود. و یتیمان این کشور که مردان و زنان آینده جامعه هستند ؛ پشتیبانی لازم را ارائه دهید.