آرشیو آبان ماه 1401

درباره مسائل حقوقی

وضعیت سهم الارث همسر

مهریه زن بعد از فوت همسر
 
 اگر زن در زمان حیات شوهر مهریه اش را دریافت نکرده باشد، بعد از فوت او می تواند آن را مطالبه کند. در حقیقت مهریه زن باید علاوه بر سهم الارث زن پرداخت شود. از آن جایی که مهریه زن جزو دیون ممتاز محسوب می شود، باید ابتدا از ترکه خارج شده و سپس تقسیم ارث انجام شود. در صورتی که ترکه شوهر به اندازه مهریه زن یا کمتر از آن باشد، همه ترکه به زن تعلق می گیرد. در این مورد فرقی نمی‌ کند که بین زن و شوهر نزدیکی اتفاق افتاده باشد یا نه، در هر صورت بعد از فوت شوهر زن این حق را خواهد داشت که مهریه خود را از وراث مطالبه کند. البته در صورتی که ترکه شوهر کمتر از مقدار مهریه باشد، وراث وظیفه ای برای پرداخت مابقی آن ندارند.
 
موانع ارث
 
موانع ارث یکی از مباحث موجود در مسائل مربوط به ارث و میراث است. این مبحث به عواملی اشاره می‌ کند که می‌ توانند موجب محرومیت وراث از ارث شوند. مهمترین موانع ارث که در حال حاضر موضوعیت دارند عبارتند از: کفر، قتل، لعان و زنازادگی.
 
 کفر. مطابق با قوانین کافر نمی‌ تواند از مسلمان ارث ببرد. منظور از کافر شخصی است که مسلمان نباشد. فرقی نمی کند که این شخص کافر کتابی باشد یا غیر کتابی، در هر صورت از ترکه مسلمان ارثی به او نخواهد رسید. در مقابل فرد مسلمان می تواند از کافر ارث ببرد. اگر در میان ورثه متوفی تنها یک مسلمان وجود داشته باشد، همه ترکه به او تعلق خواهد یافت. اهمیتی ندارد که این فرد در کدام یک از طبقات ارث قرار داشته باشد، در هر صورت و به دلیل محرومیت بقیه از ارث، این فرد مسلمان تنها وارث متوفی خواهد بود.
 
قتل. قتل نیز یکی از عواملی است که می تواند مانع ارث بری اشخاص شود. اگر مورث به دست یکی از وراث خود به قتل برسد، قاتل از ارث محروم خواهد بود. البته قتل مورث باید از نوع عمدی و نامشروع باشد. بنابراین اگر قاتل در دفاع از خود مورث را به قتل برساند و یا سهواً این کار را انجام دهد، از ارث محروم نمی شود. همچنین قتل شبه عمد نیز نمی‌ تواند مانع ارث بردن فرد شود. نکته دیگری که درباره قتل به عنوان مانع ارث وجود دارد این است که اهمیتی ندارد که قاتل به تنهایی مقتول را به قتل رسانده یا در قتل او مباشرت داشته است، در هر صورت ارث به او تعلق نخواهد یافت. همانطور که فرقی نمی‌ کند که قاتل به طور مستقیم مقتول را کشته باشد یا به طور غیرمستقیم موجبات قتل او را فراهم آورده باشد. در نهایت باید به این نکته هم اشاره کنیم که قتل مورث تنها موجب محرومیت خود قاتل از ارث می شود. برای مثال اگر شخصی پدر خود را به قتل برساند، در صورتی که فرزندش از دیگر شرایط برای تعلق ارث برخوردار باشد می‌ تواند از جد خود ارث ببرد.
 
 لعان. لعان به معنای این است که مرد همسر خود را به زنا نسبت دهد و در صورت وجود فرزند ادعا کند که فرزند از آن او نیست، ولی نتواند این ادعا را ثابت کند. در این حالت مرد باید چهار مرتبه خدا را بر صحت ادعای خود شاهد بگیرد و همچنین همسر او می بایست خدا را بر دروغ بودن ادعای شوهر شاهد بگیرد. بعد از این زن و مرد از نسبت زنا و قذف تبرئه می‌ شوند، ولی دیگر از یکدیگر ارث نمی‌ برند. همچنین فرزند آنها که به وسیله مرد نامشروع خوانده شده از پدر و خانواده پدری ارث نخواهد برد، ضمن اینکه پدر و خانواده پدری نیز از فرزند ارث نمی‌ برند. البته نسبت فرزند با مادر و خویشان او باقی خواهد ماند و می تواند از آنها ارث ببرد و آنها نیز می‌ توانند از او ارث ببرند. در صورتی که مرد ادعای خود را پس بگیرد و فرزند را بپذیرد، فرزند می تواند از پدر و نه از خویشاوندان او ارث ببرد. البته در این حالت نیز نه پدر و نه خویشان او نمی توانند از فرزند ارث ببرند.
 
زنازادگی. زنازادگی نیز یکی از عواملی است که می‌ تواند موجب محرومیت افراد از ارث شود. به این صورت که فرزند متولد شده از مرد یا زن زانی نمی تواند از آنها ارث ببرد و همچنین پدر و مادر نیز نمی توانند وارث فرزند نامشروع خود باشند.
 
 برای اطلاع دقیق تر از هر یک از موانع ارث لازم است که آنها را به صورت جامع مورد بررسی قرار داد، زیرا جزئیات در این مبحث اهمیت زیادی دارند. در هر صورت از طریق مشاوره با وکیل برای ارث و میراث نیز می‌ توان در کنار دیگر مباحث مرتبط با ارث اطلاعات بیشتری درباره موانع ارث به دست آورد.

انواع قتل

۱٫قتل عمد
قتل عمدی زمانی محقق می شود که شخصی، شخص دیگری را از روی عمد و با علم از زنده بودن و حق حیاتی که دارد محروم نماید . در واقع قتلی که از روی اراده و قصد باشد قتل عمد است که قتل عمد انواع متفاوتی دارد که در ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی بیان گردیده است که به بررسی آن میپردازیم:
 
جنایت در موارد زیر عمدی محسوب می‌شود:
 
الف- هرگاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا فرد یا افرادی غیرمعین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود، خواه کار ارتکابی نوعاً موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود، خواه نشود.
 
ب- هرگاه مرتکب، عمداً کاری انجام دهد که نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن، می‌گردد، هرچند قصد ارتکاب آن جنایت و نظیر آن را نداشته باشد ولی آگاه و متوجه بوده که آن کار نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می‌شود.
 
پ- هرگاه مرتکب قصد ارتکاب جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته و کاری را هم که انجام داده است، نسبت به افراد متعارف نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن، نمی‌شود لکن درخصوص مجنیٌ علیه، به علت بیماری، ضعف، پیری یا هر وضعیت دیگر و یا به علت وضعیت خاص مکانی یا زمانی نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می‌شود مشروط بر آنکه مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنیٌ علیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی آگاه و متوجه باشد.
 
ت- هرگاه مرتکب قصد ایراد جنایت واقع شده یا نظیر آن را داشته باشد، بدون آنکه فرد یا جمع معینی مقصود وی باشد، و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن، واقع شود، مانند اینکه در اماکن عمومی بمب گذاری کند.
 
تبصره ۱- در بند(ب) عدم آگاهی و توجه مرتکب باید اثبات گردد و در صورت عدم اثبات، جنایت عمدی است مگر جنایت واقع شده فقط به علت حساسیت زیاد موضع آسیب، واقع شده باشد و حساسیت زیاد موضع آسیب نیز غالباً شناخته شده نباشد که در این صورت آگاهی و توجه مرتکب باید اثبات شود و در صورت عدم اثبات، جنایت عمدی ثابت نمی‌شود.

ضامن چه شرایطی دارد؟

شرایط ضمانت
ضامن باید عاقل، بالغ و بالغ باشد.
در عقد ضمان، رضایت مدیون یا وام گیرنده نقشی در تحقق ضمانت نخواهد داشت. یعنی اگر شخصی با اختیار و بدون درخواست مدیون ضامن او شود، عقد ضمان صحیح است و مدیون حق اعتراض ندارد.
اگر وام دهنده طلب خود را از ضامن ببخشد ضامن دیگر نمی تواند از مدیون یا مدیون اصلی مطالبه کند و اگر مقداری از آن را ببخشد نمی تواند آن مبلغ را مطالبه کند البته به گفته برخی کارشناسان حقوقی اگر تمام یا قسمتی از آن را وقف می کند یا در مقابل خمس یا زکات و یا پرداخت صدقه و غیره در نظر می گیرد، ضامن می تواند از مدیون مطالبه کند.
شرایط گارانتی
ضمانت نامه یا ضمانت نامه قراردادی الزامی است. یعنی قابل فسخ نیست و مستلزم درخواست و قبول بین ضامن و قرض دهنده است. بعد از درخواست در واقع طلبکار قبول می کند و نیازی به رضایت بدهکار نیست.
اگر کسى با اختیار و بدون درخواست طلبکار، ضامن مدیون شود و شرایط عقد ضمان را به طور کامل بپذیرد، ضمانت نامه صحیح است و وام گیرنده (مدیون اولیه) حق اعتراض ندارد. در این صورت ضامن حق رجوع به مدیون اصلی را نخواهد داشت.
ضامن باید ثروتمند باشد. به گونه ای که وام گیرنده قادر به پرداخت دین باشد و ضامن باید با علم به اینکه مدیون اصلی یا وام گیرنده توانایی مالی برای پرداخت وام را ندارد ضمانت خود را بگیرد.
ضامن باید آگاه باشد که پس از قبول ضمانت نامه و امضای قرارداد وام، این اختیار را به بانک می دهد تا در صورت عدم پرداخت بدهی توسط وام گیرنده، بانک مبلغ بدهی را از حساب وی کسر کند در این صورت ضامن حق دارد از هرگونه اعتراضی در این خصوص صرف نظر کنم، در صورتی که وام گیرنده اقساط وام خود را پرداخت نکند، ضامن مکلف به پرداخت اقساط بدهی خود است. طبق ماده ۷۰۹ قانون مدنی، ضامن حق رجوع به مضمون له (قرض گیرنده) را ندارد مگر پس از ادای دین خود.
 
البته این بدان معنا نیست که ضامن دیگر نمی تواند مبلغ پرداختی را از وام گیرنده دریافت کند، بلکه کمی دشوارتر می شود و برای شکایت از وام گیرنده، ضامن باید ابتدا وام گیرنده را پرداخت کند. بدهی وام گیرنده به بانک
 
پس از تسویه وام، ضامن می تواند با دریافت اسناد مربوطه اعم از چک یا سفته وام گیرنده از شعبه بانک، بدهی خود را از طریق مرجع قضایی مطالبه کند.

قانون در رابطه با مهریه

ماده 1089 – در صورت دادن اختیار به شوهر یا شخص دیگر برای تعیین مهریه، شخص هر قدر بخواهد می تواند مهر نماید.
ماده 1090 – اگر اختیار تعیین مهریه به زن داده شود زن نمی تواند بیش از مهر المثل (جایگاه فردی و خانوادگی) معین نماید.
ماده 1091 – برای تعیین مهرالمثل می بایست به وضعیت کلی زن شامل سطح اجتماعی، خانوادگی، دانش، زیبایی و … توجه داشت.
ماده 1092 – اگر مرد، زن خود را قبل از نزدیکی طلاق دهد زن مستحق دریافت نصف مهریه بوده و اگر چنانچه بیش از نصف پرداخته شده باشد پرداخت مازاد بر آن قابل استرداد است.
ماده 1093 – در صورتی که مهر تعیین نشده باشد و مرد قبل از نزدیکی بخواهد زن خود را طلاق دهد، زن مستحق مهرالمتعه (مبلغی بر حسب توان مالی مرد) می شود و در صورت وقوع نزدیکی نیز مستحق مهرالمثل می شود.
ماده 1094 – برای میزان مهرالمتعه، میزان دارایی مالی مرد در تعیین مقدار آن دخیل است.
ماده 1095 – در عقد موقت (صیغه) حتما می بایست مهر تعیین شود در غیر اینصورت عقد باطل است.
ماده 1096 – تحت هر شرایطی مهر تعیین شده برای عقد موقت قابلیت بطلان ندارد.
ماده 1097 – در عقد موقت قبل از وقوع نزدیکی چنانچه مرد بخواد تمام مدت نکاح را ببخشد، ملزم به پرداخت نصف مهریه است.
ماده 1098 – در صورت باطل بود عقد نکاح و عدم وقوع نزدیکی، زن مستحق مهریه نیست و در صورت دریافت قابل استرداد است.
ماده 1099 – چنانچه زن با مردی که ازدواج با او حرام و غیرقانونی است، ازدواج کرده باشد و در عین حال بر این موضوع آگاه نبوده و نزدیکی صورت گرفته باشد زن مستحق مهرالمثل است.
ماده 1100 – در صورتی که مهریه مجهول یا مالیت نداشته باشد، زن مستحق مهرالمثل بوده و در صورت مال غیر بودن مهریه، می بایست عین یا معادل مالی آن توسط مرد پرداخت شود مگر اینکه صاحب مال غیر، اجازه آنرا داده باشد.
ماده 1101 – در صورتی که عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن مستحق مهر نبوده و فقط در صورتی که مرد قادر به نعوظ نباشد و دلیل فسخ عقد همین موضوع باشد زن مستحق دریافت نصف مهریه است

مهریه

 
 
مهریه چیست
مهریه در دین اسلام برای رسمیت بخشیدن به عقد ازدواج، لازم است. غالبا مهریه را بصورت مال یا تعهد تعیین می کنند که مرد به پرداخت یا انجام آن در قبال همسر خود ملزم می شود. البته می بایست در نظر داشت که بهتر است مهریه در هنگام وقوع عقد نکاح وصول گردد اما با توجه به شرایط موجود در کشور ما، معمولا این تعهد را به آینده موکول می کنند و متاسفانه اکثر مهریه های تعیین شده از توان مرد خارج بوده و بخش قابل توجهی از آن جنبه اجرایی ندارد! حال اینکه با علم بر موضوع، چنین چیزی باز هم تکرار می شود جای بحث دارد و می بایست به فرهنگ های مرسوم غلط مراجعه کرد. در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت که مهریه چیست و چه تعریفی دارد؟
 
تعریف مهریه به زبان قانون و اسلام
با توجه به اینکه قانون ازدواج در ایران بر مبنای آیین دین اسلام است یک تعریف واحد برای مهریه می توان در نظر گرفت. در واقع مهریه عبارتست از مال یا تعهدی که زوج در قبال به نکاح در آمدن زوجه و حق بهره مندی از رابطه زناشویی به زوجه خود می پردازد یا ملکف به پرداخت یا انجام آن می شود. مهریه می بایست قابلیت اجرایی داشته باشد و حدالامکان می بایست از تعیین مواردی که عملی شدن آن دور از ذهن است اجتناب کرد.
 
خصوصیات بارز مهریه چیست
تا اینجا متوجه شدیم که مهریه چیست و چه تعریفی دارد. باید بدانیم مهریه می بایست دارای یکسری خصوصیات بارز باشد که ابهام یا شکی در آن نباشد. در واقع بهتر است مال یا تعهدی که برای مهریه تعیین می شود می بایست به یکی از اشکال زیر باشد:
 
مشخص و در دسترس باشد مانند ملک، اتومبیل، طلا و …
بصورت دین باشد مانند دادن مبلغی مشخص، بخشی از دارایی و نظایر آن
بصورت منفعت مشخص باشد مانند اجاره بهای ملک و …
بصورت کار و عمل مانند یاد دادن علم، تخصص و هر عمل مشروع دیگر

ضم وکیل در وکالت طلاق

ضم وکیل در وکالت طلاق
 
در وکالت های معمولی براساس قانون، عقد وکالت در هر زمان ممکن است، یعنی وکیل و یا موکل در هر زمان که تمایل داشته باشند می توانند وکالت را به هم بزنند به این صورت که وکیل استعفا دهد و یا موکل وکیل خود را عزل نماید. در رابطه با وکالت طلاق نیز به همین صورت است، چنانچه عدم عزل وکیل در وکالت درج نشده باشد مرد و یا زن می تواند وکالت را به هم بزند. در برخی موارد زوج با مراجعه به یکی از دفتر خانه های اسناد رسمی می تواند به یک فرد مورد اعتماد وکالت طلاق دیگری را اعطا نماید، در واقع در چنین حالتی زوج برای امر طلاق خود دو وکیل دارد. زوج در عقد قرارداد مشخص می کند که حدود اختیاران هر دو وکیل به صورت مجتمعا است و سریعه مطابق با مراتب ضم وکیل، حدود اختیار را به اطلاع زوجه می رساند. در نظر داشته باشید، در صورتی که وکالت زوجه در رابطه با طلاق در دفاتر اسناد رسمی به شکل وکالت های تنظیم شده باشد، باید دقت کرد که در وکالتنامه حق طلاق در رابطه با وکالت بلاعزل، اختیارات وکیل و حق ضم وکیل چه چیزی درج شده است. چنانچه وکالت بلاعزل نبوده باشد، موکل با مراجعه به دفترخانه های تنظیم سند می تواند وکیل را عزل نماید و این موضوع را دفترخانه به اطلاع وکیل می رساند، اما در صورتی که وکالت بلاعزل باشد و حق ضم وکیل و ضم ناظر نیز سلب شده باشد بی اثر نمودن وکالتنامه طلاق ممکن نمی باشد.چه مواردی باعث فسخ قرارداد در وکالت بلاعزل می گردد؟
 
زمانی که در وکالت بلاعزل شرط به صورت نتیجه قید می شود عدم تحقق فسخ صورت می گیرد. به عنوان مثال این شرط در وکالت قید شود که موکل وکیل را عزل نکند، در چنین حالتی شخص ثالث و یا وکیل می تواند از جهت تخلف شرط قرارداد را فسخ کند.
درصورتی که عدم عزل به مدت معینی محدود باشد بعد از پایان مدت، موکل می تواند وکیل را عزل کند. علاوه براین اگر جهت عقد قرارداد مدت مشخصی تعیین شده باشد بلافاصله بعد از پایان مدت تعیین شده، عقد وکالت ناخودآگاه منتفی می گردد. در رابطه با شرط عدم ضم وکیل و یا شروط عدم انجام وکالت از طریق موکل نظرات متفاوتی وجود دارد.